تبليغاتX
با تمام وجود دوستت دارم

با تمام وجود دوستت دارم

مریم این سایت را به تو تقدیم می کنم

من خیلی دیر متوجه اشتباهاتم شدم نمیدونم راهی هست که بشود اشتباهاتی که گذشته مرتکب شدم را جبران کنم.

این پنج راهی است کا انسان تا آخر عمر عاشق همسر خود باقی بمونه:

۱-زن خود را گرامی بدارید.به شوهر خود احترام بگذارید.

نیاز اساسی یک زن،ارجمند شمردن است و و این عمر،وظیفه شماره یک شوهر به شمار می رود.بدین معنا که احساس او را دوست بدارید و برایش ارزش قایل شویم:او اولویت شماره یک شما محسوب می شود.

نیاز اصلی احساسی یک مرد این است که از سوی همسرش مورد احترام قرار بگیرد.هنگامی که او به خانه می آید دوست دارد احساس کند دست کم یک نفر در دنیا وجود دارد که مکر می کند او مهم است.این بدان معناست که هنگامی که او وارد خانه می شود،تلفن را کنار بگذارید.

۲-مثل دو دوست خوب با یکدیگر رفتار کنید.

زیر سایه ازدواج،یکی از مهبت های الهی که به عروس و داماد اعطا شده است،این است که آنها باید دوست های خوبی برای یکدیگر باشند.ویژگی عمده دوستی این است که هر کس به احساسات و نیاز های طرف مقابل احترام بگذارد و برای هر دو طرف ارزش قایل شود.   ارزش قایل شدن یعنی آنچه برای شما مهم است برای من نیز مهم باشد:این یک روش اساسی و کلیدی و اساسی است برای آنکه همسرتان احساس کند شما دوستش دارید.

۳-این چهار کلمه طلایی را به خاطر بسپارید.

گوش دادن ، توافق ، جبران و قدر دانی.

از همان آغاز ازدواج خود،بر سر این قانون ابتدایی توافق نمایید:مهم نیست که چقدر ناراحت هستید،هیچگاه یک دعوای لفظی را شروع نکنید.

دعوای شدید فقط مشکلات را وخیم تر می کند،و باعث تیرگی روابط می شود به جای دعوا چهار کلمه کلیدی را باید خوب اجرا کنیم:

گوش دادن:این امر برای همکاری و حل مشکلات، ضروری است.اجازه دهید همسرتان،بی آنکه کلامش قطع شود صحبت کند،و سپس سخنانش را تکرار کنید.این کار شما باعث میشود همسر شما مطمعن شود که به حرف هایش گوش کرده اید.

توافق:هنگامی که هر دو نفر از راه حل خوشنود هستید،بکوشید تا مشکلات  را برطرف کنید.

جبران:هنگامی که از نظر احساسی به یکدیگر لطمه میزنید،لطمه به و جود آمده را جبران کنید و احساس باقی مانده از عصبانیت و دلخوری را بر طرف کنید.تصمیم بگیرید صد در صد مشکلات را از بین ببرید(من هم تصمیم خودمو گرفتم مریم جان که مشکلات به و جود آمده بین خودمان را با یکدیگر از بین ببریم این در حالی است که تو منو قبول داشته باشی)و دوستی را جایگذین آن کنید.یک دلخوری کوچک هنگامی که ۵۰ مرتبه جمع شود،می تواند دیواری از جدایی را به وحود بیاورد.

قدردانی:هیچ وقت نمی توانید به اندازه کافی از همسر خود قدر دانی کنید.سعی کنید به همه کار هایی که همسرتان برای شما انجام می دهد توجه کنم و به وسیله یک قدر دانی صادقانه به آن اعتراف کنم.

۴-حد و مرز های مستحکمی ایجاد کنید.

همسر شما اولویت شماره یک من محسوب می شود،نه خانواده،خویشاوندان،دوست،فرزند،کار،یا سرگرمی شما.حد و حدود مستحکمی ایجاد کنید(که متاسفانه من به این امر واقف نبودم )تا نشان دهد که شما برای ازدواج خود ارزش قایل هستید و به هیچ چیز و هیچ کس اجازه نمی دهید رابطه شما را کم رنگ کند.(مریم جان من به اشتباهات خودم اعتراف میکنم من اشتباهات زیادی را مرتکب شدم همه این ها از کم تجربگی من بوده من خیلی به کار هایی را که انجام دادم فکر کردم دیدم خدایی حق دست تو است و محبت کلامی به درد نمی خوره میخواهم تمام اشتباهاتم را جبران کنم اگر تو بگذاری جبران کنم)

۵-هر روز،روزانه خوشحال کننده ای به یکدیگر بدهید.

ازدواج در نهایت درباره آن است که کاری کنید تا طرف مقابلتان احساس خوبی داشته باشد.

---------------------------------------------------------------------------------

لجبازی یعنی پافشاری روی نظرات و عقیده های خود ومخالفت با نظرات و عقیده های دیگران که این مخالفت گاهی آگاهانه و گاهی نا آگاهانه است.

اصولا لجبازی یک نوع رفتار و واکنش نا مطلوب است که به صورت های مختلفی خود را نشان می دهداز جمله آسیب رساندن به دیگران،ناسزا گفتن،گریه کردنو فریاد کشیدن،شکستن وسایل،آسیب رساندن به خود و دیگران و...در افراد لج باز ژایین بودن اعتمادبه نفس و عدم داشتن خود باوری مثبت و پذیرفتن خود واقعی مشهود است.

---------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت   توسط younes  | 

بدون شرح


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت   توسط younes  | 

سلام

اگر بگريم گويند که عاشق است
اگر بخندم گويند که ديوانه است
پس مي گريم و مي خندم
که بگويند يک عاشق ديوانه است


در اين حريم شبانه ستم گرفته در اين شب خوف و خاكستر كه غم گرفته رفيق فروزان روشن رهايي من ستاره‌ها را صدا بزن دلم گرفته

غروب شد....خورشيد رفت ....افتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ... ناگهان ستاره اي چشمک زد .. افتابگردان سرش را پايين انداخت اري گلها هرگز خيانت نمي کنند .

تا حالا از گرماي خورشيد ناراحت شدي ؟!
من هيچ وقت ناراحت نميشم چون تو آتش عشق تو سوختم

ازگل پرسيدم محبت چيست گفت : ازمن زيباتراست .
ازافتاب پرسيدم محبت چيست گفت: ازمن سوزانتراست.
ازشمع پرسيدم محبت چيست گفت:ازمن عاشقتراست.
از خود محبت پرسيدم محبت چيست گفت: تنهايک نگاه است...
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است...


وقتي دلم برات تنگ ميشه ميرم اون بالا پشت ابرا ريز ريز گريه ميکنم
پس هر وقت ديدي داره بارون مياد بدون دلم برات خيلي تنگ شده.

 

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم.


اگه 1 روز نتونستي گناهه کسي رو ببخشي از بزرگيه گناهه اون نيست از کوچيکيه قلبه تو!
از جلوي گل فروشي رد ميشدم ديدم قشنگترين گلش نيست , نگران شدم , پس تو کجايي؟

 


عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم

 

آسمون به ماه ميگه: عشق يعني چي؟
ماه ميگه: يعني اومدن دوباره‌ي تو
ماه ميگه؟ تو بگو عشق يعني چي؟
آسمون ميگه : انتظار ديدن تو


شايد كسي را كه با تو خنديده فراموش كني اما كسي را كه با تو اشك ريخته هرگز....

 
راز عشق در اين است که باور ها آرمان ها و اهدفتان را با يکديگر در ميان بگذاريد


 

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه...

من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي .

 

کاشکي... مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم ...
کاشکي...
که کيبوردت بودم هميشه زير انگشتات بودم ...
کاشکي...
که هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم ...
کاشکي...
که موست بودم هميشه تو مشتت بودم ...
کاشکي... پسووردت بودم هميشه توي فکرت بودم ...

 

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است
بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند
تارموي توست اما ريشه ي عمر من است


آغاز کسي باش که پايان تو باشد

 دوستت دارم همیشه به فکرت هستم با وجود این که۷۰۰ کیلومتر از من جدا هستی خیلی دوست دارم

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت   توسط younes  | 

smsیلدا عشق من

تو را از بس زلالی دوست دارم.تو را از بی مثالی دوست دارم.اگر هم شاخه ای گل هم ندارم.تو را بادست خالی دوست دارم

 

انگار پای ثانیه ها لنگ میشه وقتی دلی تنگ میشه

 

من 15 دوست دارم_7آسمون7دریا و یک دنیا_

 

تو را مانند الماس دیدم.لطیف و پاک مثل یاس دیدم.تو ای مفهوم پاک بودن.تو را از یبارترین احساس دیدم.

 

یک سنگ کافیست برای شکستن یک شیشه .یک حرف کافیست برای شکستن یک دل.یک ثانیه کافیست برای عاشق شدن و یک دوست کافیست برای همه عمر.

 

خدا یکتاست قلب تنهاست و کسی که این اس ام اس ها را میخواند عزیز دلهاست.

 

نخواهم گل. که گل بی اعتبار است.تمام عمر گل فصل بهار استتو را می خواهم از گل های عالم.که بوی تو همیشه ماندگار است*

 

اگر این اس ام اس رو خوندی یعنی منو دوست داری اگه پاک کنی عاشقمی اگه جواب بدی دیونمی و اگر جواب ندی یعنی منو خیلی می خواهی؟حالا چه کار می کنی.

 

هر لحظه یادت میکنم شاید تو هم  یادم کنی همواره در فکر توام با یک نگاه شادم کنی هر گز ندیدم از کسی لبخند زیبای تو راهر گز نمی گیرد کسی در پیش من جای تورا .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت   توسط younes  | 

فقط برای تو


ميدونم ميتوني قلبمو آتيش بزني اما نزن...ميدونم ميتوني بري و منو تنهام بزاري اما نزار...ميدونم ميتوني بريو با کس ديگه‌اي دوست شي اما نشو...ميدونم ميتوني جواب منو ندي اما بده...ميدونم ميتوني نابودم کني اما نکن...ميدونم ميتوني واسم اف نزاري ولي بزار

                             
بدترين درداين نيست که عشقت بميره بدترين درداين نيست که به اوني که دوسش داري نرسي بدترين درداين نيست که عشقت بهت ناروبزنه بدترين درداينم نيست که عاشق يکي باشي واونم ندونه بدترين درداينه که يکي بميره اونوقت بدوني دوستت داشته

                                                           

تكيه به شونه هام نكن... من از تو افتاده ترم.... ما كه به هم نميرسيم... بسه ديگه! بذار برم..... كي گفته بود به جرم عشق؟ يه عمري پرپرت كنم... يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم.... من نه قلندر ميشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همينو بس! غصه نداره...بي كسيم! قشنگيه قسمت ماست! كه ما به هم ميرسيم.      

  

اگر ابر بودي به انتظار اشکت مي نشستم، اگر مهر بودي در پرتو ات خود را گرم مي کردم، اگر باد بودي چون برگ خزان خود را بدستت مي سپردم، اگر خدا بودي به تو ايمان مي آوردم تا بداني دوستت دارم، اگر هيچ بودي از تو ابر سپيدي مي ساختم، از تو خورشيد با شکوهي بوجود مي آوردم، تو را نسيم ملايمي مي کردم از تو خدايي بزرگ مي ساختم، تا بداني که فقط تو را دوستت دارم....

 

آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد. آموخته ام که هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم. آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند. آموخته ام که هميشه هميشه بخندم. آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم. آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام. آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم. آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم

                           
تو را دوست دارم ... ولي هرگز برايت اشک نخواهم ريخت تو را دوست دارم ... ولي هرگز گل سرخ برايت هديه نخواهم اورد تو را دوست دارم ... ولي هرگز نخواهم گفت تو را دوست دارم ... ولي هرگز در اتشه عشقت نخواهم سوخت تو را دوست دارم ... ولي هرگز برايت نخواهم مرد هيچ ميداني چرا ؟!! چون با اولين نگاه ... اولين قطره ي اشک در دلم ريخت چون با اولين نگاه ... از عشق تو سوختم و اکنون خاکسترم باقي مانده است چون با اوّلين نگاه...قلبه من از حرکت ايستاد


اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد

 


کي با اشکاي تو يه اسمون ستاره ساخت کي بود که به نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت کي بود که با نگاه تو خواب و خيال عشق و ديد کي بود که تنها واسه تو از همه دنيا دل بريد نگو کي بود کجايي بوداونکه برات ديوونه بود رو خط به خط زندگيش از عشق تو نشونه بود من بودم اونکه دلشوساده به پاي تو گذاشت اونکه واسش بودن تو به غير غم چيزي نداشت من بودم اونکه دل اخر عشق تورو خوند اونکه به جاي عاشقي حسرتشو به دل نشوند حسرت دوست داشتن تو هميشگي بود.

بر سنگ مزارم بنويسيد : آشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش که او زاده ي غم بود و ز غم هاي جهان گشته فراموش

 

ثانيه ها منتظرند و من تنهـــــــــــــــا... رگ هايم به تپيدنت عادت كرده اند. نمي داني، من هم نمي توانم بگويم. عقل را مي پسندم و عشق را پنهان مي كنم شايد گناه من همين است!!!

قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟

 چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره

 

وقتي خدا بهت ميگه (باشه) -- چيزي که ميخواي بهت ميده وقتي خدا بهت ميگه ( صبر کن) -- چيز بهتري بهت ميده وقتي خدا بهت ميگه ( نه) -- داره بهترين رو برات آماده ميکنه

 

من مي خوام کبوتر دل تو رو اسير کنم اين دل تشنه رو از چشمه عشقت سير کنم بزنم به موج درياي خيال عشق تو باقي عمرم و عاشقونه با تو پيرکنم!

انكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني بر اين نيست كه او هم همين كار رو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اين طور نشد خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده

 

عشق با روح شقايق زيباست...عشق با حسرت عاشق زيباست...عشق با نبض دقايق زيباست...عشق با زهر حقايق زيباست...عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست


قلبت را خالي نگه دار اگر هم روزي خواستي کسي را در قلبت جاي دهي سعي کن که فقط يک نفر باشد به او بگو که تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ... زيرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز دارم

نگاهم کني ، نگاهم کني تا چشمان پر از اشکم را ببيني ، اشکهايم را ببيني تا دلت برايم بسوزد ، دلت بسوزد تا يک لحظه بيشتر کنارم بماني . آن وقت از ته دل فرياد خواهم زد و به تو خواهم گفت صادقانه دوستـت دارم آن وقت شايد ديگر هرگز تنهايم نگذاري هرگز

بر دفتر قلبم که هر برگش را با نام تو شروع کردم مي نويسم: زيستن را نه براي زندگي که براي رسيدن به تو مي خواهم

 

اگر ديدي دلي تنها نشسته. ميان رنج غمها تك نشسته. نگو آن دل چرا تنها نشسته. بدان كه دوريت او را شكسته .  دوستت دارم

 

اگر معجزه اي رخ بدهد و زمان به عقب برگردد به دنيا قول خواهم داد چشم هايم را تا آخرين روز حياتم روي هم بگذارم : مي داني چرا ؟ مي ترسم يك لحظه غفلت كنم ، دوباره تو را ببينم و يك عمر گرفتارت شوم

 

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش.. دوست دارم!!


عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اينگونه شايد احساسم نميرد

 

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد.

 

ديشب تمام ابرها را گريه کردم در حسرت امروز و فردا گريه کردم رفتي و پرواز پرستو گونه ات را در سوگ فرداي غزل ها گريه کردم مانند گل هاي شقايق داغ عشقت مي زد به زخم کهنه ام تا گريه کردم رفتي خدا حافظ - تو را چشم انتظارم- دور از تو من تنهاي تنها گريه کردم.

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم

 

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست! عشق چيزي جز ظهور مهر نيست عشق يعني مهر بي چون و چرا ، عشق يعني كوشش بي ادعا ، عشق يعني مهر بي اما اگر ، عشق يعني رفتن با پاي سر ، عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ، عشق يعني جان من قربان اوست ، عشق يعني خواندن از چشمان او حرفهاي دل بدون گفتگو ، عشق يعني عاشق بي زحمتي ، عشق يعني بوسه بي شهوتي ، عشق يار مهربان زندگي بادبان و نردبان زندگي

بهت نمي گم كه دوست دارم ولي قسم ميخورم كه دوست دارم بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت ميدم چون همه چيزم تويي نمي خوام كه خوابت رو ببينم چون تو خيلي خوش تر از خوابي اگه يه روز چشمات پر اشک شد ودنبال يه شونه بودي تا گريه کني صدام کن قول ميدم اشك هاتو پاك كنم و منم با تو گريه كنم اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني صدام كن قول ميدم ساكت بمونم

 

حسِ غريبي است دوست داشتن.وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ... ونفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش مي‌گيريم هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر ، ما بي رحم ‌تر . تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

 

بوسه يعني وصل شيرين دولب. بوسه يعني عشق در اعماق شب. بوسه يعني مستي از مشروب عشق. بوسه يعتي آتش و گرماي تب. بوسه يعني لذت از دلدادگي لذت از شب لذت از ديوانگي. بوسه يعني حس خوبه طعم عشق طعمه شيريني به رنگ سادگي . بوسه يعني آغازي براي ما شدن. لحظه اي با دلبري تنها شدن. بوسه اتش ميزند بر جسم و جان . بوسه بر ميدارد اين شرم از ميان. بوسه يعني شادي و شور و نشاط . بوسه يعني عشق خالي از گناه. بوسه يعني قلب تو از آنه من. بوسه يعني تو هميشه ماله من

 

خواستم دسته گلي برايت تقديم كنم كه فكر كرم تا آنجا برسد‚پژمرده ميشود خواستم پروانه‌اي تقديمت كنم ولي پروانه گفت كه او از من زيبا تر است خواستم برايت شمع هديه كنم ولي شمع گفت كه او از من روشن‌ تر است خواستم برايت گلي هديه كنم ولي گل گفت كه او از من قشگ‌ تراست به ناچار مجبور شدم قلم به دست گيرم و قطره‌اي خون از قلبم كه نام سلام دارد تقديم حضور شريفت كنم. به هر ميزان كه تو مرا دوست مي‌داري من بيش از آن به تو عشق مي ورزم

 

عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او عشق يعني مهتابي از يك نگاه غرق در گل بوسه تا وقت پگاه عشق يعني عطر خجالت ....شور عشق گرمي دست تو در آغوش عشق عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان " تا سحر از عاشقي با او بخوان عشق يعني هر چه داري نيم كن از برايش قلب خود تقديم كن

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت   توسط younes  | 

کلبه عاشقانه

کلبه عاشقانه

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره

 

هميشه غمگين ترين و رنج آور ترين لحظات زندگي آدم توسط همون کسي ساخته مي شه که شيرين ترين و به ياد موندني ترين لحظات رو براي آدم ميسازه و من وقتي ما مي شه که بخوايم. پس بي خودي با حروف بازي نکن بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. اين را بدان که با آمدنت غم براي هميشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به اميد ديدار تو زنده ام

اين روزها كسي گم شده است

در ميان ستاره‌ها، در آغوش مهتاب

در هنگامه بوسه باران آسمان...

تنها ماندنِ نجابت يك نگاه سخت است

اين روزها دوستان غريب شده‌اند

و غريبه‌ها اداي دوستي درمي‌آورند

اما من با كدامين واژه بگويم

دوستي عطر آشنايي است ديرينه

كه هيچ غريبه‌اي را در اين خلوتكده راهي نيست

و دوستي پاك است و پر از نگاه آشنا

مثل دوستيمان با خدا



 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت   توسط younes  | 

کاش بودی

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود

کاش بودي تا براي قلب من زندگي اينگونه بي معنا نبود

 

کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود

کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود


من نبردم از ياد

لحظه ي زيبايي

 که تو من را به فراسوي نگاهت بردي

ودر آن لحظه ي روئيدن عشق

من فقط غرق در آهنگ صدايت بودم

ولي افسوس که بردي از ياد

قلب تنها و ترک خورده ي من

که فقط مال تو بود ...

مرا اينگونه باور کن

کمي تنها. کمي بي کس

کمي از يادها رفته ...                خانه انه اي ساخته ام با همان گل که ترا ساخته اند

     دستهايم با تو درو ديوار به هم بافته اند ....

        خانه اي ساخته ام مثل آن جا که تو مي زيسته اي

           خانه اي کنج دلم در همان جا که تو را يافته ام

              خانه اي ساخته ام که بدانم تو درکنارم هستي

                  قفل هايش را- با خون دل ساخته ام

                     خانه ام پنجرهايش رو به نگاهت باز مي شود

                         از همين پنجره چشمانم دل به تو باخته

 

 

تنهايي ام را با تو قسمت ميکنم

سهم کمي نيست

گسترده تر از عالم تنهايي من که عالمي نيست

حواي من بر من مگير اين خودستاني

تنها تر از من در زمين و آسمانت آدمي نيست

 

ًًًکاش مي شد با تو بودن را نوشت

تا که زيبا را کشم بر هر چه زشت

کاش مي شد روي اين رنگين کمان

مي نوشتم تا ابد با من بمان

نفسام توي سينه دارن بهونه ي تو

از ياد من نميره محراب شونه ي تو 

رفتي ولي نرفته ياد تو از سر من

هرگز نميشه عشقي بعد تو باور من

+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+

  عشق
اگر مي داني در اين جهان كسي هست
كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند
وصداي قلبت آبرويت را به تاراج مي برد،
مهم نيست كه او مال تو باشد،
مهم اين است كه فقط باشد
زندگي كند، لذت ببرد
و نفس بكشد

                        ميگن...؟      
ميگن

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند:زمان، کلمات و موقعيت ها.
سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند:آرامش، اميد و صداقت.
سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند:رؤيا ها، موفقيت و شانس.
سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند:عشق، اعتماد به نفس و دوستان.
سه چيز در زندگي يک انسان را مي سازند:تلاش، اخلاص و موفقيت.
سه چيز در زندگي يک انسان را نابود مي کنند:مشروب، غرور و خشم


ميگن
اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند .

 


 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت   توسط younes  | 

جملات عاشقانه 2

ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم

 به همه لبخند بزن اما با يک نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به يک نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت هميشه براي يه نفر باشد

براش بنويس دوستت دارم آخه ميدوني.آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفها شونو از ياد ميبرن ولي يه نوشته ، به اين سادگيها پاک شدني نيست.اگرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره...ولي بنويس
...


 مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينکه پژمرده شود پس "س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله" ، "ا" را از گل "اطلسي" و "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي کنم


  ديشب فرشته اي فرستادم تااز تو مواضبت كنداماوقتي رسيد توخواب بودي زود برگشت وگفت هيچ فرشته اي نمي تواند مواظب فرشته اي ديگر باشد

 اي تماشايي ترين مخلوق خاكي در زمين! آسماني ميشوم وقتي نگاهت ميكنم


 

 خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي و گفتم : فراموش يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه


 چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه كودكانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم

 

 عشق يعني پاکي و صدق و صفا خود شناسي حق شناسي از وفا عشق يعني دور بودن از خطا بنده بودن خلوت دل با خدا عشق يعني نفس را گردن زدن پاک و طاهر گشتن روح و بدن عشق يعني صيقل زنگار دل ديدن اسرار غيب در جام دل

 عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است


 حقيقت نه با شنا کردن بلکه با غرق شدن کشف مي شود شنا کردن حادثه ايست که در سطح اتفاق مي افتد غرق شدن تو را به اعماق بي انتها مي برد

 

 ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.

 وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقشون پر عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه که نميتوني عکسشو به ديوار بزني

با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم، و در دفتر خاطراتت نوشتم: «تو را دوست دارم، خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...»



تيري زدي به قلبم رد نکردم جدايي را تو کردي من نکردم

 اگر چشمان من درياست تويي فانوس شبهايش اگر حرفي زدم از گل تويي مفهوم و معنايش


واست شب اس ام اس زدم که بگم : دنيام تاريکه مثل شب ، تنهام مثل ماه ، کوچيکم مثل ستاره ؛ اما دوستت دارم اندازه آسموني که اندازه نداره...

چه رنجي است لذت ها را تنها بردن... و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن... و چه بدبخت آزاد دهنده ايست تنها خوشبخت بودن...


 

نميدانم زندگي چيست؟؟ اگر زندگي شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام? اگر زندگي خروش جويبار است سالهاست که من در چشمه ي جوشان زندگي جوشيده ام اما اين نکته را فراموش نمي کنم که زندگي بي وفاست زندگي به من آموخت که چگونه اشک بريزم اما اشکانم به من نياموخت که چگونه زندگي کنم



 هر وقت که دل کسي رو شکستي روي ديوار ميخي بکوب تا به يادت باشه که دلشو شکستي هر وقت که دلشو بدست اوردي ميخ را از روي ديوار در بيار اخه دلشو بدست اوردي اما چه فايده جاي ميخ که رو ديوار مونده

 


اگه قلبمو شکستي به فداي يک نگاهت اين منم چون گل ياس نشستم سر راهت تو ببين غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسياهم اگه عاشقي يه درده چه کسي اين درد نديده تو بگو کدام عاشق رنج دوري نديده اگه عاشقي گناهه ما همه غرق گناهيم ميون اين همه آدم يه غريب و بي پناهيم تو ببين به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو نديدي منه مغرور چه بي صدا شکستم

اگه يكي رو ديدي وقتي داري رد ميشي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميرفتي بر مي گردو با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گردو نگات مي كنه بدون واسش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد با هات اشك مي ريزه بدون دوستت داره

 


سادگي را دوست دارم چون با صداقت است هيچ دروغي درآن راه نداردمانندکودکي است که با چشمان معصوم اش به همه نگاه ميکند وبا معصوميت اش هزاران حرف به دنيا ميزند
 
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
 

 
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش مي‌كند را هم خوش بو مي‌كند
 
وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي که ديگر رفت به انتظار آمدنش نشستم وقتي ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست داشتم وقتي اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي کردن مثل تنها مردن


عشق تنها براي يک بار مي ايد و براي تمام عمرش مي ايد عشق همان بود که به تو ورزيدم حقيقتا همان يک بار حقيقتا همان يک بار و از بس بدان اويختم تا هميشه همه ي زندگي ام با ان بيش خواهد رفت بس تا هميشه عا شقت مي مانم


 
اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه اگر ميدانستي که چقدر دوستت دارم هيچ گاه براي امدنت باران را بهانه نمي کردي رنگين کمان من
از کسي که دوستش داري ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد 

هر کس به طريقي دل ما مي شکند بيگانه جدا دوست جدا مي شکند بيگانه اگر مي شکند حرفي نيست از دوست بپرسيد که چرا مي شکند

اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود

انقدر از زندگاني دلگير و دلسردم که روزي اگر بميرم مر گ خود را جشن مي گيرم

 
زندگي شهد گلي است که زنبور زمانه مي مکدش انچه مي ماند عسل خاطره ها ست

هميشه کسي رو انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواهي براي اينکه تو قلبش جا بگيري خودت رو کوچک نکني



به چشمانت بياموز ؛که هرکس ارزش ديدن نداردبه دستانت بياموز ،که هرگل ارزش چيدن نداردبه قلبت بياموز که هر کس کنج آن جايي ندارد

زندگي چيست؟ زندگي مانند اتوبوس شلوغي است که جايي براي نشستن نيست و وقتي خلوت ميشود و مي خواهي بشيني راننده داد مي زند پياده شويد اخر خط است

 

 
در غرور اشک من هميشه ياد تو بود در سکوت سينه فرياد تو بود

چشم وقتي زيباست پرازاشک باشد اشک وقتي زيباست براي عشق باشد عشق وقتي زيباست براي توباشد تووقتي زيبا هستي که براي من باشي و ما هنگامي زيبا هستيم که براي هم باشيم

 
در اين دنيا نکردم من کناهي فقط کردم به چشمانت نگاهي اگر باشد نگاه من گناهي مجازتم کن هر طور که خواهي

زندگي دو روز است يه روز با تو يه روز برعليه تو ان روز که با توست مغرور نشو ان روزکه برعليه توست نا اميد نشو

 

 به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟

 
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم مي ميرم  

مي رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني

 

اگه فکر ميکني که رفتنت باعث شکستنم ميشه ؛ اگه فکرميکني که بعد ازرفتنت اشک ميريزم ؛ اگه فکرميکني که بانبودنت لحظه هام خالي ميشن؛ اگه فکرميکني که هرلحظه دلم برات تنگ ميشه؛ اگه فکرميگني که بي توميميرم؛ درست فکرميکني تو که ميدوني نبودنت رو تاب نميارم پس بــــــــــــــــــــــــــــــــــمــون

مي بخشمت بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي...بخاطر تمام خنده هايي که به صورتم نشاندي نمي بخشمت به خاطر دلي که برايم شکستي...بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي...نمي بخشمت بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي...بخاطر نمکي که بر زخمم گذاشتي...و مي بخشمت بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي

 

هيچ وقت دل به كسي نبند چون اين دنيا اونقدر كوچيكه كه توش دوتا دل كنار هم جا نميشه... ولي اگه دل بستيد هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اوقدر بزرگه كه پيداش نمي كني 

 وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه


هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته

سيب سرخي رابه من بخشيد و رفت ، عاقبت برعشق من خنديد ورفت ، اشك درچشمان سردم حلقه زد ، بي مروت گريه ام راديد و رفت


خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت



جيرجيرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس ميگه: الان وقت خواب زمستانيمونه، بعد صحبت مي‌كنيم. خرس رفت خوابيد ولي نمي‌دونست كه عمر جيرجيرك فقط سه روزه


هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره


اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ تو را از خدا مي گرفتم اگر سنگ بودم به هر جا که بودي سر رهگذار تو جا مي گرفتم اگر ماه بودي به صد ناز شايد شبي بر لب باممان مي نشستي اگر سنگ بودي به هر جا که بودم مرا مي شکستي، مي شکستي

خدايا من در کلبه ي حقيرانه ي  خود چيزي دارم که تو در عرش کبرياي خود نداري من چون تويي دارم و تو چون خود نداري.


دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ، چون يه روز بند مياد . دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه . دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه

 


هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند


+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت   توسط younes  | 

16/12/1386

حالا چند خط شعر

ببین که چگونه عاشقانه در پی تو هستم          ببین که چگونه شب و روز به یاد توهستم

و تنها آرزویم رسیدن به تو است

با آنکه میدانم نگاهت به سوی کس دیگری است               بیا و لحظه ای نیز به من نگاه کن

نگاه کن تا بفهمی که عاشق واقعی کیست            من که تورا از همه بیشتر دوست دارم

وتنها آرزویم رسیدن به تو است         من که رسیدن به تو را برابر خوشبختی میدانم

به خدا من خیلی تو را دوستت دارم           و         لحظه ای طاقت ندارم قلبت برای کس دیگری باشد-----------------------------------------------------------------------------

اگه يادت کنم ديوانه مي شم           فراموشت کنم بيگانه مي شم

اگر ترکت کنم مي ميرم از غم          فراموشت کنم مي پاشم از هم     -------------------------------------------------------------------------------


دلم براي کسي تنگ است

که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

دلم براي کسي تنگ است

که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند

دلم براي کسي تنگ است

که تنم ان اغوشش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است

که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند

باور نکن تنهاييت را

من در تو پنهانم تو در من

از من به تو نزديک تر تو

از تو به تو نزديک تر من

باور نکن تنهاييت را

تا يک دل و يک دل داريم

تا در عبور از کوچه ي عشق

بر دوش هم سر مي گذاريم

دل تاب تنهايي ندارد

باور نکن تنهاييت را

هر جاي اين دنيا که باشي

من با توام تنهاي تنها

من با توام هرجا که هستي

حتي اگر با هم نباشيم

حتي اگر يک لحظه يک روز

با هم در اين عالم نباشيم

اين خانه را بگذار و بگذر

با من بيا تا کعبه ي دل

باور نکن تنهاييت را

من با توام منزل به منزل

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت   توسط younes  | 

دوستت دارم

دوستت دارم...؟
                                        
 براي ديدن پنهان ... و رسيدن به آسمان آبي عشق
روزها، ماهها و سال ها دويدم ... زمستان را به دست بهار سپردم
و تابستان را در دست رنگين كمان خزان رها كردم
اما لحظه ديدار كجاست ؟
از نسيم پاييز شنيده ام ... آنگاه كه هرگز پاييز فرا نرسد
و خورشيد هرگز غروب نكند... تو را خواهم ديد
از آسمان شنيده ام كه اگر روزي هرگز تاريك نشود
و ماه و مهر دست در دست هم ....در دلش جاي گرفته باشند
تو را خواهم ديد... و از باران شنيده ام
آنگاه كه هرگز لبي تشنه نماند ... تو مي آيي
و تو خواهي آمد...
آنگاه كه تنها به عشق ديدارت نفسهايم فرو رود
و قلبم با يادت بتپد  ... تو را خواهم ديد
 
دوســـــــــــــــت دارم   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت   توسط younes  |